تبليغاتX
مشق عشق - تو را دوست دارم

♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥

عشق - مشق عشق - اشعار عاشقانه - ترانه عاشقانه

چه عجب بالاخره هم حوصله و هم وقت و هم حس و انگیزه نوشتن (بطور همزمان) پیدا شد !!!

 

از اینکه به چشمای عزیزتون زحمت خوندن این چند خط رو میدید ، ممنونم.

 

غرض از مزاحمت اینکه :

 

بیش از 4 ماه از پیوند بین رضا و راض میگذره  ،

خدا را شکر که همه چی نسبتاً کمی تا قسمتی تقریباً شاید خوبه.

اما

یک مشکل اساسی اینکه

::: راض ، ابراز محبت رو (خصوصاً به زبان) بلد نیست یا به هر دلیل نمیتونه ! :::

 

لطفاً اگه میتونید برای حل این مسئله با یک یا چند خط راهنمایی کنید.

 

برای درک بهتر شرایط ، چند نکته می نویسم :

1- گر چه فاصله سنی رضا و راض زیاده ( اگه چشماتون گرد نمیشه و دهنتون باز نمی مونه ، تفاوت از 10 سال کمتره ! ) اما این تفاوت سن ارتباط مستقیم به مشکل مطرح شده نداره.

2- رضا و راض اونقدر با هم صمیمی هستند که میتونند در رابطه با هر موضوعی با هم صحبت کنند.

3- رضا و راض همدیگه رو دوست دارند. رضا از ابراز محبت به طرق گوناگون دریغ نمیکنه ، اما راض فقط در شرایط احساسی خیلی خیلی خاص و فقط در « جواب » و با یادآوری و اصرار نیاز متقابل ، محبت خرج میکنه .

4- رضا مشکل ذکر شده رو با راض مطرح کرده ، اما جواب قانع کننده ای نشنیده ! مطمئناً ابراز محبت (به هر طریق ممکن) به اندازه وجود علاقه و عشق مهم و ضروری است.

5- به عنوان مثال هنوز اتفاق نیفتاده که راض قدرت گفتن « دوستت دارم » (بصورت مستقل و نه در جواب) و یا شروع نزدیک شدن (مثلاً گرفتن دست ، بوسیدن ، ... )  داشته باشه و  همیشه رضا شروع کننده و راض پاسخ دهنده است !!! یا مثلاً موقع حرف زدن پشت تلفن ، مثل یک همکلاسی یا آشنا حرف میزنه ، انگار که یادش میره رضا نامزدش هست.

6- گذشت چهار ماه فرصت مناسبی بوده تا دیگه بهونه کم رویی و خجالت مطرح نشه ، شاید اصل مشکل بر میگرده به نوع شخصیت و دیدگاه ها یا غرور دخترانه .

7- این تفاوت احساسی بین رضا و راض تا جایی هست که گاهی راض ، رضا را به خاطر احساساتی بودنش سرزنش میکنه ، بخصوص وقتی که رضا دلش از این کم محبتی میگیره و حتی اشکش سرازیر میشه ... بطور خلاصه اینکه محبت راض در دلش هست و به ندرت به بیرون تراوش میکنه !

8- علاوه بر صحبت رو در رو ، رضا چند تا کتاب در زمینه روانشناسی خانواده و زناشویی به راض داده که  مطالعه کنه اما تأثیر عملی کم و کوتاه مدت داره.

9- رضا خیلی سعی کرده که راض رو متوجه کنه که چقدر این موضوع براش مهمه. هم بطور مستقیم و صحبت کردن و هم غیر مستقیم و با رفتار .

10- رضا فکر میکنه شاید از محبت بیش از حد هست که باعث میشه راض احساس نکنه که طرف مقابل هم متقابلاً نیاز داره تا تلاش کنه موانعی که باعث این مشکل شده برطرف کنه .

یک ضرب المثل هست که میگه :

اگه دنبال سایه رفتی ازت فرار میکنه ، اما اگه ازش فاصله گرفتی دنبالت میاد !

 

این چند خط هم برای دوستان کنجکاوی می نویسم که

شاید تمایل داشته باشید بدونید که راض چقدر از ایده آل های ده گانه

 (که در مطلب « ملاکهای ازدواج» نوشته شده بود) دارا هست :

1- ایمان : ... در حد قابل قبول و خوب ، اما آرزو میکنم کاش از این بیشتر بود یا بشه . (در این مورد واقعا حریص هستم)

2- عقل : ... گر چه هنوز کامل نشده (!) اما خیلی بیشتر از سنش هست ، به مرور زمان بهتر میشه.

3- علم و هوش : ...  معمولی ! اگه بتونه دیپلمش رو بگیره خیلی خوبه !! ولی از نظر هوش کم نداره ، مشکل نمرات و تحصیلش بر میگرده به نوع مطالعه و عدم تقویت حافظه ی دراز مدت .

4- عشق : ... ادعا میکنه ، اما مطمئنم هنوز نمیدونه یعنی چی ، چون از حرف تا عمل فاصله بسیار است.  شاید وقتی دیگر !!

5- اخلاق : ...  خوبه ! اما میتونه بهتر از این هم باشه.

6- شخصیت : ... این هم خوبه ، البته نه بصورت کامل و ایده آل .

7- زیبایی : ... خوشگله ، البته اینطور میگن !! به نظر خودم گاهی اونقدر جذاب و شیرینه که نمیتونم چشم ازش بردارم ، اما گاهی هم معمولی !

8- سلامتی : ... بطور نسبی (آدم کاملاً سالم که پیدا نمیشه). از نظر جسمی بیشتر از سنش نشون میده.

9- موقعیت خانوادگی و اجتماعی : ...  مناسب و هم شأن خانواده ی خودمون (به استثنای تحصیلات فرزندان خانواده )

10- هنر : ... علاقمند به ترانه و موسقی . متأسفانه از شعر و ادبیات سر رشته نداره. ورزشکار هست (از نوع رزمی) . خانه داری هم بلده .

و ...

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما :

تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم  (قیصر امین پور)

 

همونطور که قبلاً گفتم از کسی انتظار بازدید ندارم ، اما اگه خواستید یادگاری بنویسید لطفاً در رابطه با موضوع باشه.

ممنون میشم راهنمایی ام کنید تا این مشکل ( که شاید تنها مشکل با اهمیت است ) حل بشه .

 

هر وقت دلم شوق پریدن داشت

و دستانم - بال پروازم-  به دعا بالا رفت

برای هر کس که دعامون میکنه ، می دعایم.

 التماس دعا.

                                              دانلود ترانه گله   (محسن یاحقی)

____________________________________________________

 دیشب :

- ...
- راض : باز چته ؟
- رضا : چند بار دیگه بهت بگم که چمه ... ؟
- ... ( راض دست رضا رو گرفت توو دستش )
- رضا : خیلی کار سختی بود ؟
- راض : چی ؟
- رضا : اینکه دستم رو بگیری ...
- راض : فکر نکن نمیفهمم. همه چیزایی که میدونی ، میدونم.
- رضا : پس چرا به علمت عمل نمیکنی ؟
- راض : خیال کردی فقط خودت منو دوست داری ؟! من هم د ...
- رضا : پس دلیلش کدومه : الف)خجالت  ب)غرور  ج)عدم وجودعلاقه  د)عدم لزوم بروز احساسات
- راض : الف
- رضا : « الف » چی بود ؟!!
- .....

          { احتمالاً اینبار هم موقتیه و باز هم یادش میره که نباید خجالت بکشه.

             کاش یاد بگیریم که بروز ندادن به موقع و بجای احساسات چقدر میتونه گرون تموم بشه ... }

+ خط خطی شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت 10:7  توسط:  رضا & راض  |