♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥
|
|
|
|
|
همه چیز خیلی زود اتفاق افتاد ... نشستم ، تو هم کنارم. شلوغ بود. قلبم بیش از حد معمول ضربان داشت ، در ظاهر خونسرد ، اما درونم پر اضطراب ولی « آرام» ! ... سرم رو پایین انداختم ، ده ها جفت چشم و برخی به همراه چشمهای شیشه ای به ما زل زده بودند. هوا خیلی گرم بود ، دلم میخواست زودتر تموم بشه. ... عاقد شروع کرد : ... آیا وکلیم شما را به عقد ....... ؟ سوره « نساء » اومده بود ، « یا مقلب القلوب » زمزمه میکردم و به یاد سه چهار نفری افتادم که التماس دعا گفته بودند* از بالای سر میشنیدم که میگفتند : عروس رفته گل بچینه یا گلاب بیاره ... برای بار سوم ... جوابت آرامش بخش بود : « با توکل بر خدا » و با اجازه بزرگترها ، بله. و بعدش حلقه و ساعت و دستبند و عسل و ... چند روز گذشته ، به خودم میگم فعلاً « فقط دوستت دارم » و نه بیشتر. اما انگار هنوز چیزی نشده دل از دست دادم و ... به نسبت سن کم ، متعادل بودنت از لحاظ ظاهر و باطن باعث میشه یادم بره که چند سالته !! یا شاید من هنوز از « دنیای بچگی » ام فاصله نگرفتم و ... فکر نمیکردم به این زودی ، و در اولین خلوت تنهاییمون بتونم در کنارت سجده شکر به پیشگاه معبود بذارم. دستان گرمت نوید دهنده گرمای عشقی است که انتظارش میکشم. فقط چند روز گذشته ، ولی انگار عمریست این نگاه رو میشناسم و منتظرش بودم. هر چه بیشتر به چشمات نگاه میکنم ، بیشتر غرقش میشم ... این لبخند رو کجا دیدم ؟ شاید توی خواب ! شاید هم در نهانگاه ذهنم بوده و چیزی که از خدا خواسته بودم. چند تا نذر دارم : اول از همه اینکه باید اولین بوسه ، سجده گاه و پیشانی ات رو نوازش بده (ادا شد) 1+14 هزار صلوات هم به نیت چهارده معصوم + حضرت عباس (ع) و اگه خدا بخواد در آینده امام رضا (ع) ، بطلبه ... چقدر زود به مسافرت مشترک (هر چند کوتاه) رفتیم ! و ناگهان چادر سیاهت رو حجاب قرار دادیم تا هیچ نامحرمی شاهد بوسه هامون نباشه. اولش فکر میکردم این صمیمیت و این علاقه که نشون میدی بیشترش ظاهری و مصنوعیه ، اما خیلی زود متوجه شدم که من از جاده عقب موندم و تو با تمام سرعت ... جواب سوالت ( چی شد ؟ چی جوری شد ؟ اینطوری عاشقت شدم ؟ ... ) رو بلدم : پیوند دهنده این دو قلب ، مظهر و مبدا عشقه ... نمیدونم این « احساس » شعله ور تر از این میشه یا فرو کش میکنه ؟! { اگه وصل بشه به عشق بی نهایت الله ، بی نهایت و ابدی خواهد ماند ... } نمیدونم چه سرنوشتی در ربع قرن بعدی در انتظارمه ؟! { توکل واقعی بر خدا و اعتماد کامل به او و در کنارش سعی و تلاش ، همین ما را بس ... } هر چی بشه و هر اتفاقی بیفته ، خدایا ! دوستت دارم ، و راضی ام به رضایت. و الحمد الله ربّ العالمین.
* در یک یا چند خط چی میتونم بگم ؟!! فقط اینکه : از همه ممنونم ، بعضی ها بیشتر ! و خوشبختی و سعادت در دنیای و آخرت براتون آرزو میکنم. دانلود ترانه ملاقات (معین) |
||