X
تبلیغات
مشق عشق - ملاکهای ازدواج

♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥

عشق - مشق عشق - اشعار عاشقانه - ترانه عاشقانه

در مسیر زندگی « انتخاب » های زیادی انجام میدیم ، یکیش همین انتخابات اخیر و مُهرهایی که در صفحه ماقبل آخر شناسنامه به یادگار میمونه.

اما انتخاب اصلی و مهمترین انتخاب زندگی در صفحه وسط شناسنامه ثبت میشه ،

جایی که نوشته : مشخصات همسر ...

 

از خوانندگان عزیز ( چه دوستان قدیمی و چه رهگذران ) خواهش میکنم در این بحث شرکت کرده و دیدگاه و نظر خود را درباره  موضوع « ملاکهای همسریابی » به یادگار بنویسند :

 

ملاک های همسر ایده آل از نظر من  :

 

1- ایمان : یعنی اعتقادات ، معنویات. مقصود از ایمان ، ادعای مسلمان بودن یا تنها اعتقاد داشتن به خدا نیست ، لازمه اعتقاد عمل و اطاعت و انعکاس ایمان در عمل و رفتار و گفتار در حد توان است.

2- عقل : بلوغ ذهنی  و فکری.  فرد از نظر فکری برای ازدواج آماده شده باشد و فهمیده باشد که از این به بعد فقط متعلق به خود نیست. بلکه باید تمام وجود و دنیا و حتی آخرت خود را با کس دیگر شریک شود. عاقل کسی است که در برابر مسائل منطقی عمل کند.

3- علم و هوش : یعنی معلومات و دانسته های گذشته و آنچه را که باید از این به بعد بداند ، شامل تمام گستره علوم از  اعتقادی ، اجتماعی ، سیاسی ، طبیعی ، انسانی ، اقتصادی و ... و البته علم همسرداری و آگاهی به عوامل استحکام پیوند زندگی. همچنین دارا بودن هوش و استعداد که معمولاً ذاتی ( و گاهی پرورشی) است. توانایی درک و اصطلاحاً داشتن گیرنده قوی از خصوصیات یک فرد باهوش است.

4- عشق : گر چه معنی دقیقی از این کلمه ندارم (!) اما شاید بتوان گفت مجموع همه خوبیها ( از جمله چیزهایی که اینجا نوشتم) در معنی عام به علاقه شدید و یا دوست داشتن یا یک محبت خالص و وسیع و عمیق معنی می شود.  و یا به دید من ، بیرون آمدن از خود خواهی و رفتن به سوی دیگر خواهی و ...  منتظرم تا معنی عشق را دقیقاً و عمیقاً بفهم.

5- اخلاق : که همان صفات حسنه مانند مهربانی ، فداکاری ، صداقت ، قناعت ، امانت ، احترام و ...

6- شخصیت : شخصیت درونی هر فرد که جزء ذات او و گاهاً تابع وراثت یا محیط خانوادگی و اطراف قرار دارد. مانند روحیه لطیف و آرام ، شاد ، گرایش به معنویات ، متفکر ، سلیقه ها و علاقمندیها .....

7- زیبایی : که البته خود دو نوع است. یکی درونی و باطنی که شامل موارد بالا است و یکی بیرونی و ظاهری.  هر کسی تعریفی از زیبایی ظاهر دارد.  همین که به نگاه من زیبا باشد از نظر من زیباست.

8- سلامتی : هم جسم و هم روح

9- موقعیت خانوادگی و اجتماعی : از لحاظ فرهنگی و طبقه اجتماعی ...  همچنین خصوصیات تمام افراد خانواده بخصوص والدین در حد  متعادل.

10- هنر : از هنر خانه داری و ... تا  شعر و موسقی و ...

و .....
          بهار 87


نکته 1 :
در بیان ملاکهای بالا ترتیب و اولویت رعایت نکردم و واضح است که ملاکهای یک پسر در مقایسه با یک دختر ممکنه کمی متفاوت باشه.

نکته 2 :  بیشتر موارد بالا در هم ادغام و مربوط به هم است و به سختی میشه یک مورد رو از دیگری جدا کرد یا جزئی از همدیگه ندانست.

نکته 3 : گر چه اینها که نوشتم ایده آل های من بود و عملاً جمع شدن تمام این صفات به صورت کامل در یک فرد ممکن نیست ، اما وجود برخی این صفات به صورت حداقل لازمه یک انسان متعادل است.

 

توضیحات بیشتر :

خیلی فکر کردم تا بفهمم چی میخوام. شما هم فکر کنید و خوشحال میشم در نظرات بنویسید.

آگاهی از ملاکهای مورد نظر خود ، دو تا مزیّت داره :

1- اگه هر کس طبق ملاکهاش عمل کنه، درست انتخاب میکنه و دل به هر کسی نمیده و عاشق هر کسی نمیشه. { یعنی عقلش  کنترلش میکنه و نه احساسش }

2- اگه روزی فهمید که ملاکهاش در طرف وجود نداره ( مثلاً خیانت یا عدم صداقت و ... ) عقل بر احساسات غلبه کرده و راحت با موضوع کنار میاد و بیجهت ذهن و دل و زمان و روح و جسمش رو به پای طرف مقابل تلف نمیکنه (چون طبق ملاکهای در نظر گرفته شده دیگه لیاقت نداره) { مقصود به طور نسبی و در زمان آشنایی و قبل از تعهد و ازدواج هست ، وگرنه هیچ انسانی کامل نیست ... }

 

برخی ملاکهایی که نوشتم غیر قابل تخفیف است ، مثلاً « ایمان » . گاهی این صفت اونقدر برام مهم میشه که نمیتوم قبول کنم که همسرم ایمانش از خودم کمتر باشه.  شاید درصد زیادی از انگیزه ی ازدواج برای من ، حفظ و افزایش ایمانم از طریق یک معشوق که خود عاشق خداست باشه. ( دلایل دیگه ی ازدواج شامل نیازهای روحی و جسمی )

مگه فردی با ایمان واقعی میتونه مهربون نباشه ؟! یا صداقت نداشته باشه یا بد اخلاق باشه یا .... ؟

ترجیح میدم سن همسرم بین 17 و حداکثر 22 باشه ( از خودم حداقل دو سه سال کوچکتر) . متأسفانه در اطراف ما بیشتر دخترها (مخصوصاً اگه به ظاهر زیبا باشه یا پدر پولدار داشته باشه ! ) در سنین کم ازدواج (یا عقد) می کنند چون با انبوه خواستگاران مواجه شده و یا به ازدواجهای فامیلی رضایت میدن (الان تقریباً وضعیت بهتر شده  اما مثلاً  هنوز دختر در راهنمایی درس میخونه ولی عقدش می کنند ! ازدواجهای فامیلی هم هنوز کمی رواج داره ، چیزی که من خوشم نمیاد. )

سطح تحصیلاتش حداقل دیپلم و حداکثر تا کارشناسی ( یعنی در حد خودم )

مخالف سر کار رفتن زنها نیستم ، اما ترجیح میدم شغل بیرون خونه نداشته باشه یا اگه داره سنگین و تمام وقت نباشه.

به عشق بعد ازدواج بیشتر بهاء میدم و احساسات قبل از ازدواج لازم ولی ناکافی میدونم. از عشقهای لحظه ای و یا با یک نگاه بدم میاد. عشق واقعی در طول زمان و با آگاهی و شناخت بدست میاد.

از نظر من دو عامل در عشق خیلی مهمه : یکی اینکه بی انتهاء باشه و در مسیر عشق خدا قرار بگیره ، دوم اینکه همه جانبه و تا جایی که ممکنه خالی از خودخواهی ( برای خود خواستن ) باشه.

از لحاظ مادی دختر پولدار دردسره ! (البته استثناء هم هست) ترجیح میدم در حد متوسط باشه.

داشتن خانواده با فرهنگ و خوش اخلاق و فهیم ، زندگی رو شیرین تر میکنه.

برخی آدمها صفاتی دارند که غیر قابل تحمل میشه ، مثلاً وسواسی یا خرافاتی و امثال این. امیدوارم از این گروه آدمها نباشه.

محبت و احترام باید دو طرفه باشه. تطابق تفکرات و چهارچوب ذهنی (در همه زمینه ها) و درک متقابل ، تفاهم رو بوجود میاره.

دو جنس مقابل کامل کننده ی همدیگه هستند و کوتاهی یکی باعث میشه دیگری به کمال نرسه. دو طرف باید به معنای واقعی تکیه گاه و همراه و همدل همدیگه باشند تا عیبهای همدیگر رو پوشیده یا رفع کرده و خوبیها را تقویت کنند.

علاوه بر باطن ، ظاهرش هم طوری باشه که حتی یک لحظه هم  نگاهم به کس دیگه ای نیفته. نمیخوام مثل بعضی که عقده ی زیبایی دارند تصاویر فلان هنر پیشه ایرانی و  آمریکایی و هندی به در و دیوار بزنم یا حافظه کامپیوترم رو با اینها پر کنم ( یا مثل بعضی که یک زن در خانه و صد تای دیگه در بیرون دارند ! ) حداقل در حد خودم باشه ، که وقتی نگاش میکنم احساس رضایت کنم.

به این هم معتقدم که « آنکه دوستش داریم ، زییاست »  ..... نمیدونم دیگران به چی میگن زیبایی ، میتونم تمام خصوصیات چهره و ظاهری از کسی که در ذهن دارم بگم ( مثلاً نه چاق و نه لاغر ، نه کوتاه نه بلند ، چشمش این رنگ و صورتش اینطور ! و ... ) ، اما همین که « دوست داشتنی » ( نه لزوماً خیلی زیبا) باشه برای من کافیه.

کمی زیبایی ذاتی ( چیزی که خدا آفریده ) بهتر میدونم از زیبایی های مصنوعی یا چیزهایی که امروزه صرفاً جلب توجه میکنه اما اصلاً زیبایی تولید نمیکنه.

اگه همسرم چادر می پوشه (که اینطور دلم میخواد) با میل و رغبت خودش و از روی اعتقادات و ارزشی که برای وجود خودش قائل هست باشه و نه به خاطر محیط اجتماع یا خانواده .

گرایش به معنویات اونقدر باشه که نمازها عمداً ترک نشه و کشش به سوی دعا و قرآن داشته باشه.

 

شاید برای یک نفر عشق و شخصیت مهمترین چیز باشه و برای دیگری ظاهر و مادیات. ولی برای من همه چیزهایی که گفتم مهمه. وقتی از خودم می پرسم آیا حاضر هستم به خاطر یکی از ملاکهای بالا ، از ملاک دیگر صرف نظر کنم ، پاسخ من اینه : شاید بتوان صفتی مانند علم را تا حدی نادیده گرفت ولی نمیتونم از ایمان و عشق و حتی زیبایی صرف نظر کنم. و این رو هم مطمئن هستم که زیبایی بدون ایمان را نخواهم پذیرفت. هرگز !

( تأکید میکنم که مورد پسند بودن ظاهر طرفین در ازدواج لازمه، ولی کافی نیست. حتی ممکنه لازم هم نباشه! )

علاوه بر ملاکها ، شرایط حاشیه ای مثل فاصله مکانی هم باید در نظر گرفت. نمیخوام با دور بودن ، دوران شیرین نامزدی  تلخ بشه یا مشکلات دیگه بوجود بیاد.

ملاکهای من سختگیرانه نیست ، اینها ایده آل من بود.

وقتی باور کنیم که دنیای دیگه ای هم وجود داره ( دنیایی بهتر و بی انتها ) اونوقت طالب عشقی بی انتها هم خواهیم شد تا نه فقط در این دنیا ، بلکه در آخرت هم همراه و همسفر باشه.

 


اگه میشد الان یکی یکی اسمتون رو می آوردم تا بدونید لحظه تحویل سال به یاد همتون هستم
{ بعضی ها بیشتر } و این گلها را به شما تقدیم میکنم :

                               نوروز مبارک


و از  مقلّب کننده قلبها و دیدگان ، از گرداننده شبها و روزها ، و از متحول کننده احوال بخوام که

حال روح و جسم  و  دنیا و آخرتمان را در سال جدید به بهترین حالات مبدّل فرماید

و یاری کنه تا به آرزوها و نیمه گمشده ی خودمون برسیم.   آمین.

نوروز 87 مبارک و سفره هفت سین زندگیتان  پر از  

سلامتی و سعادت و سرسبزی و سرور و  سادگی و  سفیدی و سربلندی

التماس دعا.
عیدتان مبارکـــــ
+ خط خطی شده در  چهارشنبه 1386/12/29ساعت 22:30  توسط:  Reza & Raze  |