♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥
|
|
|
|
|
دیشب خواب دیدم ... ( از صبح تا حالا تردید دارم که وبلاگ جای نوشتنش هست یا نه ؟ شاید اگه کسی در این حد داشتم (واقعی) که باهاش از حرفهای دلم بگم ، اینجا نمی آوردمش... ) جمعیت زیادی جمع بودند. در ذهنم این بود که امام خمینی (ره) اومده ... ازدحام مردم به حدی بود که نمیشد برم جلوتر. مدتی گذشت که دیدم خلوت شد. جلوتر رفتم. فهمیدم امام و گروهی به نماز جماعت ایستاده اند. عجیب بود آنهمه جمعیت کجا رفته که فقط تعداد کمی در صف نماز جماعت بودند ؟!! به آشنای بغل دستی ام گفتم : فرصت خوبیه بریم جلو و آقا رو ببینیم. اما گفتیم نه ، زشته که وسط نماز جماعت و ... رفتم وضو گرفتم و شاید نماز خوندم ( یادم نیست ! ). جمعیت دوباره جمع و منتظر شد. یکی گفت : بشینم که خسته شدیم. بغل دستی اش گفت : نه ، بی احترامی به آقا میشه ! سر و صدا از جمعیت جلوتر برخواست. معلوم شد امام داره میاد. سریع خودم رو به جلو تر رسوندم. از بین جمعیت تونلی باز کردند تا امام بتونه از وسط جمعیت بگذره. از شانس ، من هم در مسیر بودم. از دور دیدم که داره میاد و جمعیت راه باز کرده و ابراز احساسات می کنند. نزدیک که اومد دیدمش ، (شبیه امام خمینی نبود) صورت لاغر و نورانی داشت. آنقدر جذاب بود که نفس حبس کرده و محو تماشایش شدم. لبخند مهربانش آرام بخش هر دردی بود. همونطور که در حال جلو اومدن بود با دستانش تشنگان را تبرک میداد و جلو می اومد ، تا به من رسید. همین که دستش به من خورد ، انگار چیزی وارد روح و جسمم شد و مرا سرشار از آن حس خوب کرد..... از کنارم گذشت و من ایستاده بودم و رفتنش را با نگاهم بدرقه می کردم ... فکرهای آنچنانی به سرتون نزنه ، گروه خونی من به این چیزا نمیخوره ، (خودم بهتر از هر کسی از پرونده اعمالم خبر دارم ) اما ای کاش ، ای کاش خواب نبود. دانلود " انا مظلوم حسین " (با صدای حاج نزار القطری ) |
||
|
+
خط خطی شده در پنجشنبه 1386/12/09ساعت 15:15 توسط: رضا & راض
|
||