♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥
|
|
|
|
|
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم در خرمن صد زاهد و عاقل زند آتش اين داغ که ما بر دل ديوانه نهاديم سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد تا روی درین منزل ویرانه نهادیم در دل ندهم ره پس از این مِهر بُتان را مُهر لب او بر در این خانه نهادیم دارم میرم جایی که مرد میشند اگه اونجا خیلی بهم خوش نگذره ، احتمالاً سر یک ماه بیام مرخصی ، همین چند خط هم وصیت نامه و هم خداحافظی و حلالیت و تشکر از همه است. { یادش بخیر اوایل جوونی ، اون موقع به خاطر اینکه ریا نباشه در شرایطی از کارهای خوب صرف نظر میکردم ( به این میگن از اونطرف دیوار افتادن ! ) اینجا که کسی منو نمیشناسه ، پس هر چه دل تنگم میخوام میگم. یادمه وصیتنامه ام نوشته و توی جیبم میذاشتم ! یادش بخیر زمانی که نمازم کمی بیشتر از بالا و پایین شدن بود ، گاهی که خیلی شرمنده خدا میشدم ، اونقدر احساساتی میشدم که نمیتونستم واضح ذکر نماز بگم ، مثل بچه ای که مادرش گم کرده به هق هق می افتادم. شبهایی بود که به خاطر یک سجده نصف شب از خواب بیدار میشدم. با یکی از دوستهام که بیشتر همراهیم میکرد تا ده روز پشت سر هم روزه قبل از رمضان می گرفتیم. محیط شبانه روزی بود و همه دوستان کنارم بودند. هر هفته زیارت عاشورا و دعای توسل و کمیل و گاهی ندبه ... کمتر میشد نماز صبح قضا بشه ، قرآن و مروری بر دعاهای کوتاه و جذّاب مفاتیح جزء کارهای روزانه ام بود. وقتی قرآن میخوندم ، انگار که داره روح منو میخونه ، مثل اینکه خدا باهام حرف میزد ... وقتی دبیرمون میگفت قدر این لحظات رو بدونید ، خنده ام میگرفت ، با خودم میگفتم مگه نماز صبح خوندن کار سختیه ؟ نمیدونستم یه روزی برای خوندن نماز صبح ، شب قبلش باید به خدا التماس کنم تا شاید رحمی کنه و توفیقم بده. نمیدونستم روزی میاد که باید تمام غمهای دنیا و آخرت رو جلو چشمم بیارم تا قطره ای اشک از دل سنگم بجوشه و بر دیده ام جاری بشه . اون روزای خوب برمیگرده ؟ روزهای که اگه یک ترانه یا جمله عاشقانه میخوندم یا میشنیدم ، جز خدا چیز دیگه نداشتم تا بهش بگم « عشق » تا بهش بگم اگه تو رو دوستت دارم خیلی زیاد ، منو ببخش . خدایا انتظار با تو بودن کی بسر میاد ؟} در نمازم خم ابروی تو در ياد آمد حالتی رفت که محراب به فرياد آمد از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد (حافظ) داشتم مرور میکردم دست و دل نوشته های وبلاگم و خاطراتی که یکی یکی ورق زده میشد ، وقتی میخوندمش ، میدیدم بعضی وقتها چقدر بچه گانه خط خطی کردم و چه افکار خام و نسنجیده ای داشتم و بعضی وقتهای دیگه برعکس ، گاهی وقتها (فقط گاهی) یه جاهایی باورم نمیشه این تکه ها ادبی ، عاشقانه یا عارفانه رو خودم نوشته باشم ! یه روزی که بهار آرزو بر سرم سایه افکنه همه این خوبی ها رو تقدیم میکنم به کسی که هم این دنیا و همه دنیاهای دیگه با منه . { فکر کنم ملاک خوبی برای عاشق بودن باشه ، قبلاً تصورم این بود که همه چیز و جان فدا کردن برای معشوق ملاک خوبی هست. ولی حالا یک گام بیشتر ، عشق رو در جاودانگی هم در این دنیای فانی و بخصوص در یک دنیای جاودانه می بینم ، نظر شما چیه ؟ }
به بهونه خداحافظی ، این مشق عاشقانه رو از من یادگار داشته باشید : نقطه ضعف خدا (به تعبیر کودکانه من) اینه که صفاتش رو هدف قرار بدی و بگی: پس کجاست اینهمه ادعا!؟ يا حَليمُ يا كَريمُ يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا غافِرَ الذَّنْبِ يا قابِلَ التَّوْبِ يا عَظيمَ الْمَنِّ يا قَديمَ الاِْحسانِ اَيْنَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ اَيْنَ عَفْوُكَ الْجَليلُ اَيْنَ فَرَجُكَ الْقَريبُ اَيْنَ غِياثُكَ السَّريعُ اَيْنَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ اَيْنَ عَطاياكَ الْفاضِلَةُ اَيْنَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَةُ اَيْنَ صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ اَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ اَيْنَ مَنُّكَ الْجَسيمُ اَيْنَ اِحْسانُكَ الْقَديمُ اَيْنَ كَرَمُكَ يا كَريمُ بِهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَنْقِذْنى وَبِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْنى يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ { قسمتی از دعای ابو حمزه ثمالی بود ، این دعا یاد میده چطوری با خدا درددل و گفتگو کنیم ، پیشنهاد میکنم مخصوصاً معنی فارسیش بخونید ( یا اگه خوندید اینبار با دقت بیشتر). ماه شعبان ، ماه پیغمبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص) هم رسید. ماهی که یک روزش روزه گرفتن اونقدر عظمت داره که در ترازوی خدا با بهشت مساوی میشه ، ذکر استغفرالله ربی و اتوب الیه و صلوات هم خیلی تاکید شده (خدا توفیق بده ، حداقل ذکر گفتن که زحمتی نداره ) } یادمون نره : خدا از شنیدن و استجابت خسته نمیشه ، ما آدمهای مغرور از خواستن خسته میشیم ... خوشا دردی که درمانش تو باشی خوشا راهی که پايانش تو باشی گهی درد تو درمان می نمايد گهی وصل تو هجران می نمايد و یادمون بمونه : مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه .... ای قوم به حج رفته کجاييد، کجاييد؟ معشوق همين جاست بياييد، بياييد (مولانا) و عشق یعنی : به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست (سعدی)
|
||