♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥
|
|
|
|
|
خواستگاری برای پیوند جدید ! دستبند ، یک عدد ! دو عدد حلقه ی انگشتری ! و دو قلب منتظر !! شناخت زیاد نداریم ، اتاق بازجویی نم کشیده !!! مهریه را باید تعیین کنیم ، برق نداریم !! مخارج عقد را باید بدهیم ، پول مراسم جدا ! متولد اردی بهشت ماه ، 17 سالش نشده ! اسمش ر ____ خانواده اش خوب ، خودش خوشگل ! و شاید با ایمان !! خدایا ! « راضی ام به رضایت » به تو توکل میکنم ، به سویت توسل میجویم ، به تو اعتماد دارم. ... و دیگر هیچ !!!
دانلود ترانه "سلام اول (سلام آخر ! )" دانلود ترانه " وصال (جدایی ! ) " {احسان خواجه امیری} به مناسبت روز مادر : دانلود " میم مثل مادر " میلاد بهترین بانوی عالم بر همگی مبارک |
||
|
|
|
|
|
دوباره ماه « خرداد » آمد و « تو » نیامدی ! باز هم شمع های تنهایی ام را ، تنهایی فوت میکنم ، و همچنان چشمان انتظارم را به جاده ی سرنوشت خواهم دوخت ، و پنجره قلبم را نیمه باز خواهم گذاشت تا ..... اونقدر نیومدی که این یه ذره طبع نوشتن هم دارم از دست میدم ! انگشتام به کیبورد نمیره ، ذهن و دلم برای نوشتن یاری نمیکنه ...
امروز ..... خیال میکردم قبل از امروز همدیگه رو پیدا میکنیم و میتونم ازت بشنوم : تولدت مبارک ! نمیدونم چه حکمتی داره که تا حالا در عمرم از کسی در روز تولدم نشنیدم که بگه تولدت مبارک. شاید به احترام تو ... شاید دیگران هم خواستند که اولین نفر « تو » باشی !! شاید هم گواهی باشه بر عمق تنهایی ام ..... گرچه امسال یک دوست خوب با لحظه های تنهایی ام همراه بود تا گاه گاهی فراموش کنم که حداقل 819936000 ثانیه ی از عمرم رو بدون تو سپری کردم ، اما حتی او هم فراموش کرد ! اگه بخوام بدبین باشم میگم لابد "دوست" نبوده و محبتی هم جاری نبوده که "بهونه" ی به این مهمی رو فراموش کرده ! و حالت دیگه اینکه او خودش به اندازه کافی فکرش مشغول مسائل زندگیش هست و ... مهم نیست ! ( لابد ) در هر صورت به خاطر کمکهایی که به من کرد خیلی ازش ممنونم. (( یک خط برای eq lady ! : باز هم خوبه یکی یادش مونده تا حداقل مجازی تبریک بگه ، جوابت رو همونجا بعدا زیر نظرت مینویسم )) چرا روز تولد من به جای شادی و خوشحالی ..... (نقطه چین ها رو با عبارات مناسب کامل کنید) { گاهی با یک اتفاق ساده ، تمام غصه های گذشته و حال و آینده میاد سراغم } کاش این دردها و غمها و این زخمهای تنهایی در آستانه 26 سالگی ام تازه نشده بود ..... با « تو » هستم ، دیگه تحمل ندارم. نفس های آخرمه ، زودتر بیا ..... * خاطرات روز شمار انتخاب همسر احتمالی آینده ام رو در لینک زیر نوشتم. (چند روز دیگه حذف میشه) |
||
|
|
|
|
|
برای نوشتن حرفها دارم هم از خودم و هم از کسی که قراره همراه و همدمم بشه. حرفها اونقدر زیاد هست که بهتره فعلاً بدون شرح باشه ، با شعر و تصویر : حرفها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟
پرانتز باز – فعلاً ازم نخواهید که درباره اش بنویسم ، چون هنوز چیزی قطعی نیست – پرانتز بسته دوباره پرانتز باز - لازم دیدم در اینجا از یک نفر که خودش میدونه ، صمیمانه تشکر کنم - پرانتز دوم بسته واسه خالی نموندن صفحه ، چند خط درد دل با معبود : خدایا ! ای شنونده ترین و ای بیننده ترین ، ای داناترین و ای قدرتمند ترین ، ای خدای یکـتا و بی نیـاز ، منم! بنده سرتا پا نیازت یا ارحم الراحمین ! منو ببخش ! منو ببخش اگه فقط موقع نیازم ازت یـاد میـکنم منو ببخش اگه چیزی ازت خواستم که لایق نبودم منو ببخش اگه حضور و وجودت رو به یقین نشناختم منو ببخش اگه توبه شکستم و به وقتش حیا نداشتم منو ببخش اگه نمیتونم حکمت بعضی چیزا رو درک کنم منو ببخش اگه در برابر رنجها و سختیها کم طاقت شدم منو ببخش اگه در ذهن ناچیز من نمیگنجی تا درکت کنم منو ببخش اگه اونطور که تو میخوای بندگی و زندگی نکردم منو ببخش اگه گلایه هام زیادتر شده و شکر نعمتهات کم منو ببخش اگه ادعاهام زیاده خیلی کمتر از عمل کردنم منو ببخش اگه دنیا و آخرتم رو یکجا خراب و نابود کردم منو ببخش اگه پای رفتن بسته و شکسته بال پروازم منو ببخش اگه این روزا دیر به دیر دلتنگت میشم منو ببخش اگه به خاطر خودم دوستت داشتم منو ببخش اگه به رضایـت راضـی نبودم منو ببخش اگه ... اگه عاشق نمیشم آخه تو رو به این بزرگی و بزرگواری، چطور در دل کوچکم جا بدم ؟! خدایا ! برای خانواده، دوستان و آشنایان، و هر کسی که برام دعا میکنه، و هر انسانی که قلبش با عشق تو میزنه سلامتی جسم و روح ، سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت ، عاقبت بخیری و آرامش خواستارم. خدایا ! کمکم کن تا قبل از اینکه عزرائیل بگه "وقت تمام" ، آدم بشم ! یاریم ده که درست انتخاب کنم تا در مسیر دوست داشتنت یار و همراهم باشه . خدایا ! یاری کن دوستت داشته باشیم و به اندازه چشم برهم زدنی تنهامون نذار. آمین. { التماس دعا } نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم / نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم ... ....قربونت برم خدا ، چقدر غریبی رو زمین .... دانلود ترانه "وایسا دنیا ... " (800 کیلو بایت) |
||
|
|
|
|
|
در مسیر زندگی « انتخاب » های زیادی انجام میدیم ، یکیش همین انتخابات اخیر و مُهرهایی که در صفحه ماقبل آخر شناسنامه به یادگار میمونه. اما انتخاب اصلی و مهمترین انتخاب زندگی در صفحه وسط شناسنامه ثبت میشه ، جایی که نوشته : مشخصات همسر ... از خوانندگان عزیز ( چه دوستان قدیمی و چه رهگذران ) خواهش میکنم در این بحث شرکت کرده و دیدگاه و نظر خود را درباره موضوع « ملاکهای همسریابی » به یادگار بنویسند : ملاک های همسر ایده آل از نظر من : 1- ایمان : یعنی اعتقادات ، معنویات. مقصود از ایمان ، ادعای مسلمان بودن یا تنها اعتقاد داشتن به خدا نیست ، لازمه اعتقاد عمل و اطاعت و انعکاس ایمان در عمل و رفتار و گفتار در حد توان است. 2- عقل : بلوغ ذهنی و فکری. فرد از نظر فکری برای ازدواج آماده شده باشد و فهمیده باشد که از این به بعد فقط متعلق به خود نیست. بلکه باید تمام وجود و دنیا و حتی آخرت خود را با کس دیگر شریک شود. عاقل کسی است که در برابر مسائل منطقی عمل کند. 3- علم و هوش : یعنی معلومات و دانسته های گذشته و آنچه را که باید از این به بعد بداند ، شامل تمام گستره علوم از اعتقادی ، اجتماعی ، سیاسی ، طبیعی ، انسانی ، اقتصادی و ... و البته علم همسرداری و آگاهی به عوامل استحکام پیوند زندگی. همچنین دارا بودن هوش و استعداد که معمولاً ذاتی ( و گاهی پرورشی) است. توانایی درک و اصطلاحاً داشتن گیرنده قوی از خصوصیات یک فرد باهوش است. 4- عشق : گر چه معنی دقیقی از این کلمه ندارم (!) اما شاید بتوان گفت مجموع همه خوبیها ( از جمله چیزهایی که اینجا نوشتم) در معنی عام به علاقه شدید و یا دوست داشتن یا یک محبت خالص و وسیع و عمیق معنی می شود. و یا به دید من ، بیرون آمدن از خود خواهی و رفتن به سوی دیگر خواهی و ... منتظرم تا معنی عشق را دقیقاً و عمیقاً بفهم. 5- اخلاق : که همان صفات حسنه مانند مهربانی ، فداکاری ، صداقت ، قناعت ، امانت ، احترام و ... 6- شخصیت : شخصیت درونی هر فرد که جزء ذات او و گاهاً تابع وراثت یا محیط خانوادگی و اطراف قرار دارد. مانند روحیه لطیف و آرام ، شاد ، گرایش به معنویات ، متفکر ، سلیقه ها و علاقمندیها ..... 7- زیبایی : که البته خود دو نوع است. یکی درونی و باطنی که شامل موارد بالا است و یکی بیرونی و ظاهری. هر کسی تعریفی از زیبایی ظاهر دارد. همین که به نگاه من زیبا باشد از نظر من زیباست. 8- سلامتی : هم جسم و هم روح 9- موقعیت خانوادگی و اجتماعی : از لحاظ فرهنگی و طبقه اجتماعی ... همچنین خصوصیات تمام افراد خانواده بخصوص والدین در حد متعادل. 10- هنر : از هنر خانه داری و ... تا شعر و موسقی و ... و .....
نکته 2 : بیشتر موارد بالا در هم ادغام و مربوط به هم است و به سختی میشه یک مورد رو از دیگری جدا کرد یا جزئی از همدیگه ندانست. نکته 3 : گر چه اینها که نوشتم ایده آل های من بود و عملاً جمع شدن تمام این صفات به صورت کامل در یک فرد ممکن نیست ، اما وجود برخی این صفات به صورت حداقل لازمه یک انسان متعادل است. توضیحات بیشتر : خیلی فکر کردم تا بفهمم چی میخوام. شما هم فکر کنید و خوشحال میشم در نظرات بنویسید. آگاهی از ملاکهای مورد نظر خود ، دو تا مزیّت داره : 1- اگه هر کس طبق ملاکهاش عمل کنه، درست انتخاب میکنه و دل به هر کسی نمیده و عاشق هر کسی نمیشه. { یعنی عقلش کنترلش میکنه و نه احساسش } 2- اگه روزی فهمید که ملاکهاش در طرف وجود نداره ( مثلاً خیانت یا عدم صداقت و ... ) عقل بر احساسات غلبه کرده و راحت با موضوع کنار میاد و بیجهت ذهن و دل و زمان و روح و جسمش رو به پای طرف مقابل تلف نمیکنه (چون طبق ملاکهای در نظر گرفته شده دیگه لیاقت نداره) { مقصود به طور نسبی و در زمان آشنایی و قبل از تعهد و ازدواج هست ، وگرنه هیچ انسانی کامل نیست ... } برخی ملاکهایی که نوشتم غیر قابل تخفیف است ، مثلاً « ایمان » . گاهی این صفت اونقدر برام مهم میشه که نمیتوم قبول کنم که همسرم ایمانش از خودم کمتر باشه. شاید درصد زیادی از انگیزه ی ازدواج برای من ، حفظ و افزایش ایمانم از طریق یک معشوق که خود عاشق خداست باشه. ( دلایل دیگه ی ازدواج شامل نیازهای روحی و جسمی ) مگه فردی با ایمان واقعی میتونه مهربون نباشه ؟! یا صداقت نداشته باشه یا بد اخلاق باشه یا .... ؟ ترجیح میدم سن همسرم بین 17 و حداکثر 22 باشه ( از خودم حداقل دو سه سال کوچکتر) . متأسفانه در اطراف ما بیشتر دخترها (مخصوصاً اگه به ظاهر زیبا باشه یا پدر پولدار داشته باشه ! ) در سنین کم ازدواج (یا عقد) می کنند چون با انبوه خواستگاران مواجه شده و یا به ازدواجهای فامیلی رضایت میدن (الان تقریباً وضعیت بهتر شده اما مثلاً هنوز دختر در راهنمایی درس میخونه ولی عقدش می کنند ! ازدواجهای فامیلی هم هنوز کمی رواج داره ، چیزی که من خوشم نمیاد. ) سطح تحصیلاتش حداقل دیپلم و حداکثر تا کارشناسی ( یعنی در حد خودم ) مخالف سر کار رفتن زنها نیستم ، اما ترجیح میدم شغل بیرون خونه نداشته باشه یا اگه داره سنگین و تمام وقت نباشه. به عشق بعد ازدواج بیشتر بهاء میدم و احساسات قبل از ازدواج لازم ولی ناکافی میدونم. از عشقهای لحظه ای و یا با یک نگاه بدم میاد. عشق واقعی در طول زمان و با آگاهی و شناخت بدست میاد. از نظر من دو عامل در عشق خیلی مهمه : یکی اینکه بی انتهاء باشه و در مسیر عشق خدا قرار بگیره ، دوم اینکه همه جانبه و تا جایی که ممکنه خالی از خودخواهی ( برای خود خواستن ) باشه. از لحاظ مادی دختر پولدار دردسره ! (البته استثناء هم هست) ترجیح میدم در حد متوسط باشه. داشتن خانواده با فرهنگ و خوش اخلاق و فهیم ، زندگی رو شیرین تر میکنه. برخی آدمها صفاتی دارند که غیر قابل تحمل میشه ، مثلاً وسواسی یا خرافاتی و امثال این. امیدوارم از این گروه آدمها نباشه. محبت و احترام باید دو طرفه باشه. تطابق تفکرات و چهارچوب ذهنی (در همه زمینه ها) و درک متقابل ، تفاهم رو بوجود میاره. دو جنس مقابل کامل کننده ی همدیگه هستند و کوتاهی یکی باعث میشه دیگری به کمال نرسه. دو طرف باید به معنای واقعی تکیه گاه و همراه و همدل همدیگه باشند تا عیبهای همدیگر رو پوشیده یا رفع کرده و خوبیها را تقویت کنند. علاوه بر باطن ، ظاهرش هم طوری باشه که حتی یک لحظه هم نگاهم به کس دیگه ای نیفته. نمیخوام مثل بعضی که عقده ی زیبایی دارند تصاویر فلان هنر پیشه ایرانی و آمریکایی و هندی به در و دیوار بزنم یا حافظه کامپیوترم رو با اینها پر کنم ( یا مثل بعضی که یک زن در خانه و صد تای دیگه در بیرون دارند ! ) حداقل در حد خودم باشه ، که وقتی نگاش میکنم احساس رضایت کنم. به این هم معتقدم که « آنکه دوستش داریم ، زییاست » ..... نمیدونم دیگران به چی میگن زیبایی ، میتونم تمام خصوصیات چهره و ظاهری از کسی که در ذهن دارم بگم ( مثلاً نه چاق و نه لاغر ، نه کوتاه نه بلند ، چشمش این رنگ و صورتش اینطور ! و ... ) ، اما همین که « دوست داشتنی » ( نه لزوماً خیلی زیبا) باشه برای من کافیه. کمی زیبایی ذاتی ( چیزی که خدا آفریده ) بهتر میدونم از زیبایی های مصنوعی یا چیزهایی که امروزه صرفاً جلب توجه میکنه اما اصلاً زیبایی تولید نمیکنه. اگه همسرم چادر می پوشه (که اینطور دلم میخواد) با میل و رغبت خودش و از روی اعتقادات و ارزشی که برای وجود خودش قائل هست باشه و نه به خاطر محیط اجتماع یا خانواده . گرایش به معنویات اونقدر باشه که نمازها عمداً ترک نشه و کشش به سوی دعا و قرآن داشته باشه. شاید برای یک نفر عشق و شخصیت مهمترین چیز باشه و برای دیگری ظاهر و مادیات. ولی برای من همه چیزهایی که گفتم مهمه. وقتی از خودم می پرسم آیا حاضر هستم به خاطر یکی از ملاکهای بالا ، از ملاک دیگر صرف نظر کنم ، پاسخ من اینه : شاید بتوان صفتی مانند علم را تا حدی نادیده گرفت ولی نمیتونم از ایمان و عشق و حتی زیبایی صرف نظر کنم. و این رو هم مطمئن هستم که زیبایی بدون ایمان را نخواهم پذیرفت. هرگز ! ( تأکید میکنم که مورد پسند بودن ظاهر طرفین در ازدواج لازمه، ولی کافی نیست. حتی ممکنه لازم هم نباشه! ) علاوه بر ملاکها ، شرایط حاشیه ای مثل فاصله مکانی هم باید در نظر گرفت. نمیخوام با دور بودن ، دوران شیرین نامزدی تلخ بشه یا مشکلات دیگه بوجود بیاد. ملاکهای من سختگیرانه نیست ، اینها ایده آل من بود. وقتی باور کنیم که دنیای دیگه ای هم وجود داره ( دنیایی بهتر و بی انتها ) اونوقت طالب عشقی بی انتها هم خواهیم شد تا نه فقط در این دنیا ، بلکه در آخرت هم همراه و همسفر باشه.
اگه میشد الان یکی یکی اسمتون رو می آوردم تا بدونید لحظه تحویل سال به یاد همتون هستم
حال روح و جسم و دنیا و آخرتمان را در سال جدید به بهترین حالات مبدّل فرماید و یاری کنه تا به آرزوها و نیمه گمشده ی خودمون برسیم. آمین. نوروز 87 مبارک و سفره هفت سین زندگیتان پر از سلامتی و سعادت و سرسبزی و سرور و سادگی و سفیدی و سربلندی التماس دعا.عیدتان مبارکـــــ |
||
|
|
|
|
|
دیشب خواب دیدم ... ( از صبح تا حالا تردید دارم که وبلاگ جای نوشتنش هست یا نه ؟ شاید اگه کسی در این حد داشتم (واقعی) که باهاش از حرفهای دلم بگم ، اینجا نمی آوردمش... ) جمعیت زیادی جمع بودند. در ذهنم این بود که امام خمینی (ره) اومده ... ازدحام مردم به حدی بود که نمیشد برم جلوتر. مدتی گذشت که دیدم خلوت شد. جلوتر رفتم. فهمیدم امام و گروهی به نماز جماعت ایستاده اند. عجیب بود آنهمه جمعیت کجا رفته که فقط تعداد کمی در صف نماز جماعت بودند ؟!! به آشنای بغل دستی ام گفتم : فرصت خوبیه بریم جلو و آقا رو ببینیم. اما گفتیم نه ، زشته که وسط نماز جماعت و ... رفتم وضو گرفتم و شاید نماز خوندم ( یادم نیست ! ). جمعیت دوباره جمع و منتظر شد. یکی گفت : بشینم که خسته شدیم. بغل دستی اش گفت : نه ، بی احترامی به آقا میشه ! سر و صدا از جمعیت جلوتر برخواست. معلوم شد امام داره میاد. سریع خودم رو به جلو تر رسوندم. از بین جمعیت تونلی باز کردند تا امام بتونه از وسط جمعیت بگذره. از شانس ، من هم در مسیر بودم. از دور دیدم که داره میاد و جمعیت راه باز کرده و ابراز احساسات می کنند. نزدیک که اومد دیدمش ، (شبیه امام خمینی نبود) صورت لاغر و نورانی داشت. آنقدر جذاب بود که نفس حبس کرده و محو تماشایش شدم. لبخند مهربانش آرام بخش هر دردی بود. همونطور که در حال جلو اومدن بود با دستانش تشنگان را تبرک میداد و جلو می اومد ، تا به من رسید. همین که دستش به من خورد ، انگار چیزی وارد روح و جسمم شد و مرا سرشار از آن حس خوب کرد..... از کنارم گذشت و من ایستاده بودم و رفتنش را با نگاهم بدرقه می کردم ... فکرهای آنچنانی به سرتون نزنه ، گروه خونی من به این چیزا نمیخوره ، (خودم بهتر از هر کسی از پرونده اعمالم خبر دارم ) اما ای کاش ، ای کاش خواب نبود. دانلود " انا مظلوم حسین " (با صدای حاج نزار القطری ) |
||
|
+
خط خطی شده در پنجشنبه 1386/12/09ساعت 15:15 توسط: رضا
|
||
|
|
|
|
|
واژه واژه مدتی نیستم. میخوام از گم شدن پیدا بشم. میخوام خودمو در تنهایی ، تنها بذارم. از طرفی با مشغله های کاری درگیر هستم ، و از طرف دیگه کم کم باید خودمو برای آینده آماده کنم. تا مدت زیادی اگه اینترنت بیام در حد چک کردن و سر زدن لحظه ای و احتمالاً مطلبی با عنوان « ملاکهای ازدواج » تا قبل از عید بنویسم. اگه دقت کرده باشید مطالب گذشته ی وبلاگم ، هر جا درباره کسی حرف زده بودم با کشیدن خط تیره روی اون باطلش کردم. نه به این معنی که فراموش کردم، از نظر من « محبت » تمام ناشدنی است. پس تکلیف عشق چی میشه ؟ وقتی آینده ای که منتظرش هستم از راه برسه ، اگه واقعاً لیاقت عشق رو داشته باشه ، قلبم رو به وسعت عشق پهنا میده و محبتهای حاشیه ای مانند قطره ای در آبهای خروشان رودخانه حل میشه. امیدوارم این عشقی که منتظرش هستم ، من رو به اقیانوس بی انتهای عشق خدا برسونه. آمین. ..... و حالا ، در این تنهایی مداوم و عمیق و وسیع من مانده ام و مجمع الجزایر درد که در روح و جسمم شناور است ... اربعین حسینی فرصت خوبیه برای تولد دوباره روحم ، نمیدونم تا چه اندازه بتونم حرفم رو عملی کنم. اگه بالی برای پرواز مونده باشه، میخوام ... . در هر صورت ، حلالم کنید. در پناه حضرت عشق ،
دانلود ترانه پر پرواز (شادمهر عقیلی) |
||
|
|
|
|
|
در « شب دهم » اگه حس نوشتن باشه و دست به کیبود (دست به قلم سابق) بشم ،
پرانتز باز : کاش همیشه اینقدر حالم خوب باشه ، کاش همیشه رحمت بی انتهاش شامل حالم بشه ، مستم از جام تهی حیرانی ... باده نوشیده شده پنهانی
حسّ نوشتن نیست (یعنی ازم گرفته شد ...) امیدوارم از این ایّام به بهترین نحو استفاده کرده باشیم. یادمان نرود که قیام عاشورا برای بپا داشتن امر به معروف و نهی از منکر بود. کاش به درسهای عاشورا عمل کنیم. معنای واقعی عشق را در یوم عاشورا و ارض کربلا جستجو کنیم و همه روزها و مکانها را عاشورا و کربلا ببینیم. کاش این اشکهایی که در سوگش جاری می شود ، فقط قطره های آب شور نباشد ، کاش اگر مهدی موعود (عج) با ظهورش قیامی عاشورایی برپا کند ، حرف آخر : دانلود تیتراژ شب دهم (علیرضا قربانی ) دانلود کربلا (خواننده : محسن یگانه ) دانلود سپه سالار {بعد محرم گوش کنید!} دانلود ماه قبیله (خواننده : مهراج محمدی ) دانلود سجاده عشق دانلود مولای عشق (خواننده : علیرضا عصار ) |
||
|
|
|
|
|
یلدا یعنی تولد ای کسانی که میخوام یکی رو معرفی کنم که | ||